در آشفته بازار ها ، یکی از راه های زنده ماندن انعطاف پذیری در برابر بازار است. انعطاف به معنی توانائی کنترل در تغییر تمرکز یک تجارتخانه بر روی منابع تولید محصول خود است.
تجارتخانه های عمدتا خدماتی به خاطر ذات کارشان معمولا انعطاف پذیر ترند چون تکیه بر نیروی انسانی در واحد های خدماتی و خصوصیات انسانی راحت تر از تولید کنندگان تغییر می کنند.
یک تبلیغ تلوزیونی در کانال یورونیوز پخش می شود که کافه ای در کنج خیابانی را نشان میدهد و گوینده از مخاطب می پرسد: چه اتفاقی می افتند اگر تجارت شما هر 4 ساعت یکبار تغییر کند؟
تصویر ، کافه کنج خیابان را نشان می دهد که بلافاصله تبدیل به یک بوتیک و پس از آن تبدیل به رستورانی می شود. خیلی جالب است که وقتی ما در حال فکر کردن به محدودیت ها و تنگناهای محلی در کشور خودمان هستیم، این تنگنا ها را به اشکال مختلف در ممالک متمدن هم میابیم.
چگالی منابع در کشور های مختلف متفاوت است اما به نظر دو طبقه بندی اصلی برای این منابع می توان متصور شد: انسان و خاک .
هرچقدر چگالی منابع سمت خاک بیشتر باشد و به اصطلاح مملکتی ثروتمند تر باشد توجه و تمرکز بر روی منابع انسانی آن کمتر خواهد شد و برعکس هرچقدر خاک فقیر تر باشد تمرکز و توجه بر روی منابع انسانی بیشتر است. اینجا همان انعطاف پذیری ،خود را نشان میدهد. منابع انسانی به راحتی تغییر میکنند اما نفت تبدیل به اورانیوم نمی شود.
منابع انسانی از طرفی برای برخی کشورهای دیگر منابع به شمار می آیند. تبدیل منابع انسانی کشور های دیگر به بازار مصرف تولیدات خود نوعی ایجاد منابع برای تولید کنندگان به حساب می آید.
تناقض بین این دو نگرش به راحتی یک مساله جالب را برای کشورمان روشن می کند. بازار هفتاد میلیونی که منبعی برای فروش تمام تولید کنندگان جهانی است از یک طرف و تکیه خودمان بر محوریت منابع خاکی از طرف دیگر ،هیچ تفاهمی را برایمان به ارمغان نخواهد آورد.
لذا در چنین شرایطی کاملا می طلبد که کنترل بر روی منابع خود داشته و منابعی انعطاف پذیر انتخاب کنیم. خدمات دهندگان و شبکه های ارائه خدمات همچنان نقطه قوت خود را ، تنوع در خدمات خواهند دید و سعی خواهند نمود تا رقابت را به جای قیمت و کیفیت بر روی این نکته متمرکز کنند. چون گاهی کیفیت خدمات برای مشتری ملموس و محسوس نبوده و قیمت ها نیز یکسان است.